شضطشبتظت
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
یه تقویم زرد گنده درست کردم زدم اون بالا. چرا اون بالا؟ چون من این پایین رو زمین لش کردم. کلمهی پسرونهایه؟ اصلا مهم نیست، چون جایگزین ندارم براش. از پایین که به اون زرد بالا نگاه میکنم از هفت تا کار امروز یکیش خط خورده! یکی دیگهشم که حرم بود به جای خط، تیک خورده. جلوی حرم هم که با فلش نوشتم قبرستون ...
داستان مضحک دو بنده خدا
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
یه بنده خدایی به یه بنده خدایی گفته دخترا همه مثل همن و پسرا اگه بخوان خیلی راحت میتونن مخشون رو بزنن. بنده خدا هم عصبانی عصبانی جواب داده نخیر، هیچم اینطور نیست. بنده خدا هم گفته مثال نقض بیار. بنده خدا خودش رو مثال زده و گفته تازه اگه منم نباشم یه تسنیمنامی هست که اگه خودتو جلوش بکشی هم بهت نگاه ن...
آفرین/تسنیم
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
شای؟
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
یکی از دوستام جدیدا اومده تو همین درمانگاهی که من هستم. وقتی من نبودم با همکارا نشستن دربارهی من حرف زدن. از اونجایی که تو این یک سال و خوردهای همهش تو اتاق خودم بودم، تنها نکتهای که از من داشتن برای گفتن این بوده که هیچوقت چایی یا آب یا چیز دیگه تو درمانگاه نمیخورم! نصف مسئله اینه که من چاییخور نیس...
تفریح یا شوک؛ مسئله این است!
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
همین الان از سینما رسیدیم کلینیک و چند دقیقهای هست که فهمیدم امروز آخرین مهلت ثبتنامه. نمیدونین چه استرسی بهم وارد شد. اگه نتونم ثبتنام کنم هرچی این چند وقت خیال رِشتَم پنبه میشه و به راحتی ممکنه سرنوشت و آیندهم عوض بشه. مهلت ثبتنام سی و یکم بود، امروز کبری خبر داد شده بیست و یکم! همینقد احمق و نفهم...
غریزهی نظم یا نهادینگی رفتار؟
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
خیلی جالب بود چراغ راهنمایی چهارراه از کار افتاده بود اینو از عبور و مرور نامنظم نفهمیدم میخواستم از خیابون رد بشم و مثل همیشه بجای نگاه به ماشینها به بالا و چراغ نگاه کردم و اونوقت فهمیدم ماشینها با یه نظم تقریبی حرکت میکردن یه گروه میرفتن و بعد از چندین ثانیه اون سمت چهارراه متوقف میشد تا سمت دیگه...
مرگ بر پدرها و مادرهای جنگهای بیپدر و مادر
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
جنگ وحشی جنگ بیشرف جنگ خائن جنگ مجنون جنگ کور جنگ جنگ جنگ از جنگ متنفرم از خیانت از توحش از ظلم از شهوتِ قدرت از سودای برتریطلبی از کشتن وجدان از تمام چیزهایی که در جنگ اتفاق میافتد متنفرم و هیچوقت نمیفهمم چرا آدمها میجنگند چرا جنگ را شروع میکنند و چرا تمامش نمیکنند + امشب بقیه فیلم نگاه میکردن، من ...
دعا
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
بعضیها چه جالب دعا میکنن: یا امام زمان، اول منو ببر تو دست و بال خودت، بعد یکی از اونایی که تو دست و بالته رو هم واسه من بفرست اینور :) راحت، منتظر، بشین تو خونهات، دیگه گشتن نمیخواد که!
رانندگی
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
راستش رو بخواید من آدم سمجیام. نه تو همه چیز، که تو هر چیزی که بخوام. رانندگی جزء اوناس. ولی الان مثل یه جوی آبم که به سد برخورد کرده نه سنگ! من یه ترس خیلی قوی از کشتن تو وجودم دارم که هر وقت پشت فرمون میشینم میاد سراغم. منظورم از هر وقتی که میگم، هر هفت هشت ماه یک باره که با اصرار خیلی خیلی خیلی ز...
رفتند تا تأییدی باشند بر تئوری ناپایداری دنیا
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
کاش چند نفر برمیگشتن به نوشتن، یا اگه برگشتن میدونستم کجا. آقای دایی، نویسندهی قرار، خانم الف، یک منهدص باصواد، تبارک جان.
چقد فحشش داده باشم خوبه؟
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
"یک استخر تجاری به طور میانگین حاوی 20 گالن ادرار است. کلر با مواد ارگانیک (عرق، کرم ضدآفتاب و بله، مدفوع) ترکیب میشود و ماده ای تولید میکند که شما را بیمار میکند!" خوندن سطور بالا وقتی جالب میشه که به دوستت میگی بیا بریم موجهای آبی، و اون بخاطر اینکه کار داره میگه نه و بعدش که میبینه خودت تنهایی می...
عید إقرأ باسم ربک مبارکا باشه :))
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
در مسیر جنون
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
منو چه به کدخدا شدن!
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
برای انتقال یه حرفی به دوستم مأمور شدم. حرفی که نصیحته و شاید حتی دخالت. شاید نه، قطعا دخالته و قطعا نصیحت هم باهاش مخلوط خواهد شد. میتونم انتقال ندم، ولی دوستم ضرر میکنه. اگه انتقال بدم هم احتمال داره دوستیمون رو از دست بدم، چون یه موضوع شخصیه و من هم کسی نیستم که تو این مورد کسی رو نصیحت کنم. دوست...
منم و گوشهای و سودایی
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
زندگی نه اینکه حساب کتاب نداشته باشه، من از حساب کتابش خیلی سر در نمیارم. یه وقت تمام دنیا شلوغه و حواشیِ تو کاملا خلوت، جوری که خودت رو فراموششدهی عالم و آدم میبینی، یه وقت هم انقدر تو شلوغی گم میشی که نمیدونی جهت درستِ حرکت کدومه. چهار درِ مختلف پیش روم باز شده به چهار دنیای متفاوت. اونقدر این دنی...
دخترِ پسرِ همسرِ پدرم
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
راه میره کأَنّه مسته :)
یااباالفضل
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
چندین سال پیش، شاید من راهنمایی بودم، تنها سفر خانوادگیمون رو رفتیم، قم. همین مواقع بود، این سه روزِ ولادت رو اونجا بودیم. برگشتنی رفتیم مرقد آقا. یادمه داشتیم پیاده از اتوبان رد میشدیم، نمیدونم چرا! مهندس نفر آخر حرکت میکرد و بازم نمیدونم چرا هیچکس حواسش بهش نبود. همه رد شدیم و ناگهان از پشت سر، بو...
ابوعلی
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
امروز رفته بودم بهشت رضا، بلوک 15، ردیف 11، شماره 8 وویس این پست رو گذاشته بودم برای خودم. چون هندزفریمو تو درمانگاه جا گذاشتم با صدای خفیف گذاشته بودم گوش بدم. یهو دیدم از پشت سرم داره صدای گریه میاد!! نمیدونم واسه چی گریه میکرد. برنگشتم ولی فهمیدم دو تا پسرن، من اینور قبر، اونا اونور قبر. منم گریه...
ارتفاعات
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
بر فراز ارتفاعات همونورا! آقای ژست عکس گرفتن ^_^ بر فراز ارتفاعات همونورا ملون هم خوردیم :)
خوب که چی؟
◷
تاریخ انتشار: 1397/4/11 | ساعت: 19:21
گاهی در آبِ دیده و گاهی در آتشیم درماندهی متابعتِ نفسِ سرکشیم موجِ سراب، در دل شب آرمیده است ما روز و شب ز طولِ امل در کشاکشیم چیدند گل ز دولتِ بیدار غافلان ما همچو خوابهای پریشان، مشوشیم دیویم، چون ز خویش خبردار میشویم چون بیخبر شویم ز هستی، پریوشیم صائب