خرید بک لینک

پف ماجرا کمی خوابیده. خواهرم قدری آرامتر است. از دیشب به هر چیزی نگاه میکنم، به فکر میروم. یعنی دزدها موقع برداشتن لوازم نوی یک تازهعروس، به سالهایی که به سختی گذراندهاند، به وامهایی که گرفتهاند، به اینکه دوباره کی میتوانند خانهای به این زیبایی بسازند و به اینکه شوک دیدن خانهی خالی چه حالی به یک زن باردار میدهد، فکر میکنند؟

+ نمیتوانم به بقیه بگویم برای پول، مال، برای چیزی که ارزش جانی ندارد، نفرین نکنند. شاید چون مال خودم نبوده به اندازهی نفرین عصبانی نیستم، نمیدانم.

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 1:24

صفحه بندی