خرید بک لینک


دو تا دختر خوشگل که کنار یه حاجخانوم نشسته بودن ازم قلم کاغذ خواستن. گشتم و فقط یه خودنویس و یه خودکار پیدا کردم. تا دو سه روز قبل، استیکنوت همراهم بود، دیدم الکی و بلااستفاده است و همیشه فقط تو گوشی یادداشت میکنم، گذاشتم خونه :| نمیدونم پس چرا خودکار رو نذاشتم؟؟؟ بهجاش یه دستمال کاغذی دادم که روش شماره بنویسن و بدن به حاجخانوم :)

فک میکردم بانی خیر شدم! :))) ولی موقع خداحافظی شنیدم یه چیزایی در مورد خدا و انشاءالله و شفا میگفتن =)))


برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: دوشنبه 11 تير 1397 ساعت: 19:21

صفحه بندی