و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    چند تا دختر دبیرستانی اومده بودن کتاب بگیرن.

    _ تذکرة الاولیا مال کیه؟
    + مال من
    _بیا دخترم.
    .
    .
    .
    .
    × کتاب راز رو دارین؟
    _ بذار ببینم. راز مال کیه؟
    × مال من
    _ ههههه نویسنده‌ش کیه؟
    × ههههه نمی‌دونم :)
    .
    .
    .
    .
    یه لیست شش‌تایی از کتاب برده بودم، هیش‌کدومو نداشت :(
    .
    .
    ‌.
    .
    یه کتاب دیگه برداشتم.
    .
    .
    .
    .
    همه رفته بودن اونور، تذکرة الاولیا رو میز مونده بود تنها! بازش کردم:
    [خداوندا! سگی* چند قدم بر اثر دوستان تو زد، او را در کار ایشان کردی. من نیز دعوی دوستی دوستان تو می‌کنم و خود را بر فتراک ایشان می‌بندم و مشتغل سخن ایشان می‌شوم و باز می‌رسانم. خداوندا و پادشاها! اگرچه این سخن را هیچ نیَم و می‌دانم که از هیچکسانِ این راهم، اما محب اقوال و احوال و رموز و اشارات ایشانم. به حق وحدانیت قیومیت و به حق جان پاک انبیا و رسل و ملائکه مقرب، و اولیا و مشایخ و علمای حضرت تو، که این غریب عاجز را از این قوم محجوب مگردان.]

    آمین
    .
    .
    .
    .
     سر فرصت، باید تذکرة الاولیا رو هم بگیرم، خیلی جالب به نظر میاد :)
    .
    .
    .
    .
    * سگ اصحاب کهف

    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 12 بهمن 1396 ساعت: 20:02
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها