در مسیر

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    شیفتامو قشنگ هماهنگ کرده بودم دوستم بره. حالا که تو راهم زنگ زده که رئیسم نمیذاره و کلی معذرت‌خواهی هم کرد. گفتم که عذرخواهی نیاز نیست و تقصیر اون نیست که شرایط عوض شده.
    با یکی دیگه از دوستام صحبت کردم، فعلا قرار شده اون به جای من بره. ان‌شاءالله که همه چیز خوب پیش بره :) فک کنین توضیحات مربوط به درمانگاه زنان رو با اصطلاحات انگلیسی می‌گفتم بلکم اطرافیان کمتر بفهمن!

    دیروز که رفته بودیم بیرون، وسط یه بیابون اتراق کردیم. من و هدهد با دو رفتیم تا دووورها! بعد هدهد برگشت و من نشستم همونجا و فقط به سکوت دل‌انگیز گوش دادم تا رعب‌آور شد :) موقع برگشت که هوا تاریک شده بود بساط رو جمع کردیم و من و هدهد شروع کردیم عکس گرفتن از ماه کامل :)


    بعدش هم یه روباه دیدیم که باز من و هدهد دنبالش دویدیم و دویدیم و دویدیم! و باز هم افتادیم به عکاسی از ماه! هرچی آقای و مامان صدا کردن که بیاین بریم نرفتیم. یعنی دستمون به یه ماه خوشگل بند بود :) هی گفتن بیاین وگرنه میریم هااا! آخرشم نامردی نکردن و راه افتادن رفتن :| ما هم ازشون دور بودیم، انقد دویدیم دنبال ماشین! بعد دیدیم وایستاد، این دفعه نوبت ما بود :) از دو تغییر حالت دادیم به سلانه سلانه راه رفتن! من که دنده عقب می‌رفتم تا اونا باشن تو شبِ بیابون ما رو ول کنن برن ;)

    چرا هوا اینقد گرمه تو اتوبوس؟ وقتی فک می‌کنم یک شبانه‌روز باید اینجا بشینم به این حالت :| تبدیل میشم!

    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 15:26
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها